دل بازهم بهانه ی رفتن گرفت و باز

دل بازهم بهانه ی رفتن گرفت و باز
تا بال و پر گشود سراغ از قفس گرفت

گفتم به هیچ کس دل خود را نمیدهم
اما دلم برای همان هیچ کس گرفت

افسردگی به خسته دلی از زمانه نیست
افسرده آن دلی‌ست که از همنفس گرفت

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۰)

نگاهت مي‌كنم، خاموش و خاموشي زبان داردزبانِ عاشقان، چشم است ...

مادربزرگم می‌گفت غماتون رو نشمرید هی روش میاد!مادربزرگم سیاه...

فریاد و خشم در سر، اندوه و بغض در دل، رنجی عظیم بر دوش، اما ...

نه خنده از تو بی خبر موند نه گریه دردمو دوا کردنفس نفس به سی...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۸جیمین : نمیدونم... شاید فعل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط