محمد اصفهانی / ارمغان تاریکی

چه در دل من، چه در سر تو
من از تو رسیدم، به باور تو
تو بودی و من، به گریه نشستم
برابر تو، به خاطر تو
به گریه نشستم، بگو چه کنم
دیدگاه ها (۰)

‏بزرگ‌ترین لطفی که ما آدما میتونیم به‌هم دیگه کنیم اینه که...

در محیطِ عشق باشد از سرِ پُرخون حبابباشد این دریای خون‌آشام ...

تو باشگاه پسرا چه میگذرد؟عوضی مثل تارزان فرار کرد😂😂😂

صائب تبریزی میگه: «آرامش است؛ عاقبت اضطراب ها..» خوب میشه ،...

چه در دل منچه در سر تومن از تو رسیدم به باور توتو بوذی و من ...

چندمین طعمه‌ی تو بود دلم، راست بگو!بجز از عشق دگر، هر چه دلت...

بی تو با قافله یغصه و غم ها چه کنم؟!تار و پودم تو بگوبا دل ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط