از "شکست" میترسیدم،

از "شکست" میترسیدم،
یاد گرفتم "تلاش نکردن یعنی شکست"

از "نفرت" میترسیدم،
یاد گرفتم "به هر حال هر کسی نظری دارد"

از "سرنوشت" میترسیدم،
یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم"

از "گذشته" میترسیدم،
فهمیدم "گذشته توان آسیب رساندن به من را ندارد"

و در آخر از " تغییر " میترسیدم
تا اینکه یاد گرفتم حتی زیباترین پروانه ها هم قبل از پرواز کرم بودند
و تغییر آنها را زیبا کرد ...!
دیدگاه ها (۱)

یک شب میاید که من دیگر دلتنگ نیستمیک شب که دیگر بی قرارت نیس...

⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣⁣باید خیلی جنس وجودت ناب باشدکه دیگران را تحسین ...

ببخشید، سکه دارید؟ می خواهم به گذشته ها زنگ بزنم به ...

آدم مذهب را ساخت ...اما مذهب آدم را نساخت!نخستین مذهب آدم ، ...

Are they just stray kids...?

«هندسهٔ بقا؛ دکترینِ بازآراییِ اراده»1. در هندسهٔ بنیادین، ا...

«هندسهٔ بقا؛ دکترینِ بازآراییِ اراده»1. در هندسهٔ بنیادین، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط