گاهی بی آنکه بفهمی 

گاهی بی آنکه بفهمی 
در طول زمان آدم دیگری می شوی
بیشتر سکوت می کنی
دیرتر باور می کنی
و کمتر می رنجی...
گاهی بی آنکه بفهمی 
خاطرات خوبت را در آغوش می گیری 
گوشه ای می‌نشینی 
خیره به یک نقطه ی نامعلوم
و  یاد می گیری
تلخی ها تنها آمده اند تا تو را دور کنند
از باورهای کودکانه ای که
چشم هایت را به روی حقیقت بسته بود.
دیدگاه ها (۱)

چشم تو، چشمه سار شوق لذت بودن تو بسان بارش باران است بر کویر...

بعد از عبور توحالم در واژه ها نمى گنجدشعرم از اينكه جا بزنم ...

گاهی دنیا برایت کوچکتر از یک قفس می شود که باید اندوهیبه بزر...

سلام سلام همه خوشگلا خوش تیپاهمه با مراما همه سحر خیزاروزت...

و گاهی بی انکه بفهمی، در طول زمان ادم دیگری میشوی. بیشتر سکو...

پدر پریسا گفت  سیاوش جان چند لحظه صبر کن با شما کار دارم . ق...

تناسخ زمان ] ۱۶ part فضای اتاق با سقف‌های بلند و گچ‌بری‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط