در کنج اتاقک خوانشایستاده امبلندگوهای حضورداشته نت
در کنجِ اتاقکِ خوانش،ایستاده ام،بلندگوهایِ حضورداشته نُت هایی را دنبال میکنند،ترانه هایی همانند ضربانِ قلبِ عاشق او..
آری،من درآنجا بودم بی آنکه بفهمد همانند ستارهٔ ای مسیرِ نگاه اورا دنبال میکنم و هدفونِ آبی رنگم برروی گوشهایم سنگینی میکند. از آن جسمِ آسمان رنگ است یا قدرتِ پروای آن ملودی؟
میدانم که آخرِ ما نزدیک است،نزدیک تر از هرنزدیکی تابحالی. پس بگذار برایت بخوانم همچو نامه ای خداحافظی
-تلخ ترین بدرود.
آری،من درآنجا بودم بی آنکه بفهمد همانند ستارهٔ ای مسیرِ نگاه اورا دنبال میکنم و هدفونِ آبی رنگم برروی گوشهایم سنگینی میکند. از آن جسمِ آسمان رنگ است یا قدرتِ پروای آن ملودی؟
میدانم که آخرِ ما نزدیک است،نزدیک تر از هرنزدیکی تابحالی. پس بگذار برایت بخوانم همچو نامه ای خداحافظی
-تلخ ترین بدرود.
- ۸۲۰
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط