ولی نکشیدیم زیر و رو
ببین مثلا تو صاف و صادقی ولی اون طرف بزدل و لاشی!
پَرِش به پَرِت میخوره جاکشه لاشخور!
خب؟!
جیغ کفتار رو با نعره ی شیر اشتباه میگیرن بقیه، خودشم خودشو گول میزنه فکر میکنه صدا بالا بردنش از هیبتشه!
لذت میبری توصیفش میکنم؟ یاد بگیر بکوب کلماتمو توی صورتش، این گلوله های قلم من هیچوقت یه بار مصرف نیس بیا ببر!
خب؟!
میگفتم....خلاصه؛
هُل میشه دست و پاشو گم میکنه ولی تو میگی ببخشید،حالا چه کلامی چه رفتاری! خب دلت پاکه، ولی اون باز گول میخوره طلبکار میشه!!! عجب!
ذات تو میگه بیخیال ! لطفا بزار دمم رو که اصلا خودم گذاشتم زیر پای جنابعالی وردارم؛ باز رم میکنه بزدل وار باز دوباره هُل هُلکی لگد میکنه!
سه تا به دم میزنه یکی به پات یکی یهو به پای خودش یا رفیقش! چرا؟! چون نگاهش سمتت نیس! چون بهت نگاه نمیکنه فقط عقب عقب و دستپاچه میخواد در بره؟ آره؛ ولی مرض اصلیش اینه که احساس گناه و رودررویی با عذاب وجدانش رو راحت تر میشه اینجوری انجامش داد!
خلاصه انکارِ بدی هایی که بهت کرده میشه بدیِ بدتر از بدِ اولش!
آره این انکار بدترِ خیلی خیلی بدترِ؛
فکر میکنی اگه بفهمه این ریشهی مرضش رو،آدم میشه؟!
خیر!
بزدل یه بار دیگه از شرم و خجالتِ رسواییِ حقیقتِ ذاتِ حقیرش ، باز دور تر میشه ازت؛
نه عذز خواهی میکنه،نه انکار هاش تمومی داره!
اما هم تو میدونی هم من که؛
"گذاشت ببینی ازش اون چیزی رو که حتی شنیدنش هم براش ممکن نیست! "
از دور بهش گفتی یا میدونی دیدن این متن کپشن رو؟! حالا سرتو بالا بگیر، بزار اصلاََ نیاد زخمی که زده رو تریاقش باشه(درمانش باشه)؛من از هر جا باشه،دور یا نزدیکت؛
خودش رو به جون خودش انداختم برات.
هُل شدن ینی همین طفره رفتنایی که به شکل سئوال چرت در میاد؛ به شکل شوخی یا پوزخند در میاد؛ به شکل حاشیه رفتن در میاد ؛ بله...حاشیه اونیه که هروقت توجهی به مرضش کردی؛خودش و حتی اطرافیان و دوستانش هم گاهی گفتن: " چرا درگیر حاشیه میشی! "
___
اگه یکی از اونایی که داری میخونی، خداروشکر میکنی طرفت نخونده نه؟! بجاش بگم بهت؟ آره؛
لاشی؛
بی بخار؛
بدرد نخور؛
بی اصالت؛
بی شعور؛
کوری؟!
هر وقت توجه کردم بهت؛
همون موقع متهم شدم به حاشیه داشتن! هه
پَرِش به پَرِت میخوره جاکشه لاشخور!
خب؟!
جیغ کفتار رو با نعره ی شیر اشتباه میگیرن بقیه، خودشم خودشو گول میزنه فکر میکنه صدا بالا بردنش از هیبتشه!
لذت میبری توصیفش میکنم؟ یاد بگیر بکوب کلماتمو توی صورتش، این گلوله های قلم من هیچوقت یه بار مصرف نیس بیا ببر!
خب؟!
میگفتم....خلاصه؛
هُل میشه دست و پاشو گم میکنه ولی تو میگی ببخشید،حالا چه کلامی چه رفتاری! خب دلت پاکه، ولی اون باز گول میخوره طلبکار میشه!!! عجب!
ذات تو میگه بیخیال ! لطفا بزار دمم رو که اصلا خودم گذاشتم زیر پای جنابعالی وردارم؛ باز رم میکنه بزدل وار باز دوباره هُل هُلکی لگد میکنه!
سه تا به دم میزنه یکی به پات یکی یهو به پای خودش یا رفیقش! چرا؟! چون نگاهش سمتت نیس! چون بهت نگاه نمیکنه فقط عقب عقب و دستپاچه میخواد در بره؟ آره؛ ولی مرض اصلیش اینه که احساس گناه و رودررویی با عذاب وجدانش رو راحت تر میشه اینجوری انجامش داد!
خلاصه انکارِ بدی هایی که بهت کرده میشه بدیِ بدتر از بدِ اولش!
آره این انکار بدترِ خیلی خیلی بدترِ؛
فکر میکنی اگه بفهمه این ریشهی مرضش رو،آدم میشه؟!
خیر!
بزدل یه بار دیگه از شرم و خجالتِ رسواییِ حقیقتِ ذاتِ حقیرش ، باز دور تر میشه ازت؛
نه عذز خواهی میکنه،نه انکار هاش تمومی داره!
اما هم تو میدونی هم من که؛
"گذاشت ببینی ازش اون چیزی رو که حتی شنیدنش هم براش ممکن نیست! "
از دور بهش گفتی یا میدونی دیدن این متن کپشن رو؟! حالا سرتو بالا بگیر، بزار اصلاََ نیاد زخمی که زده رو تریاقش باشه(درمانش باشه)؛من از هر جا باشه،دور یا نزدیکت؛
خودش رو به جون خودش انداختم برات.
هُل شدن ینی همین طفره رفتنایی که به شکل سئوال چرت در میاد؛ به شکل شوخی یا پوزخند در میاد؛ به شکل حاشیه رفتن در میاد ؛ بله...حاشیه اونیه که هروقت توجهی به مرضش کردی؛خودش و حتی اطرافیان و دوستانش هم گاهی گفتن: " چرا درگیر حاشیه میشی! "
___
اگه یکی از اونایی که داری میخونی، خداروشکر میکنی طرفت نخونده نه؟! بجاش بگم بهت؟ آره؛
لاشی؛
بی بخار؛
بدرد نخور؛
بی اصالت؛
بی شعور؛
کوری؟!
هر وقت توجه کردم بهت؛
همون موقع متهم شدم به حاشیه داشتن! هه
- ۳۴۱
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط