این یکیو برای تو مینویسم که وقتی افتادم دستمو گرفتی و بل

این یکیو برای تو می‌نویسم که وقتی افتادم دستمو گرفتی و بلندم کردی، وقتی گم شدم پیدام کردی و راه خونه رو بهم نشون دادی، وقتی بهت احتیاج داشتم بودی، باهام خندیدی، گریه کردی و جنگیدی. منو بهتر از همه شناختی و حرفای نزدرو از تو چشمام خوندی. باهام صادق بودی. جات تو قلبمه و به هیچ بنی بشری نمیدمش.
دیدگاه ها (۰)

هیچ‌وقت یادم نمی‌ره؛ چهره‌اش رو می‌گم. قرار نیست اون نگاه رو...

ایستاده بود و به ماهی که سعی میکرد نور امید و زیبایی آسمونش‌...

تو نیمه شبی که خواب به چشمات نیومد و احساس کردی هیچکدوم از آ...

چطور می‌تونم چیز‌هایی که به تو مربوطه رو فراموش کنم؟تو فرامو...

درخواستی...خواهر چانی بعد چند وقت سونگمین رو میبینی و...(پار...

#playmate p⁶⁴جیمین:بخواب تهیونگ همش خوابهجیمین:کاش واقعا همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط