پارت۱۳
پارت۱۳
پرورشگاه
orphanage
با چشماش اشاره کرد به خدمتکارا
دیگه چیزی نگفتم.
غذا خوردنمون تموم شد
کوک:خب بریم که شروع کنیم
ته:استراحت نمیکنید
کوک خیلی جدی:برای استراحت نیومدیم
ته:میریم اتاق کارم
رفتیم سمت اتاقش
اتاق کارش تم مشکی طلایی داشت.
چندتا پرونده و فلشو...روی میز بود
کوک:خب سهام داره چی میگفت
ته:سهام دار نبود
کوک:پس کی بود
ته:یکی از نگهبانا میگفت دوربینارو چک کرده یکی ساعت ۶صبح با عجله از شرکت زده بیرون
نامی:قیافش افتاده؟
ته:اره گفتم مشخصاتشو پیدا کنه
کوک:خب باید بیاریمشخونت
ته:میبریمش سوله
کوک:اینم هست
نشستیم رو مبل رفت اون پرونده های روی میزو اورد
ته:این پرونده ایه که روی میزم گذاشته بود
نامی:این پرونده برای باند اسلحه بود
کوک:۴سال پیش
ته:آره قطعا به همین پرونده ربط داره کسی که اینارو فرستاده
کوک:ممکنه این زنه باشه اسمش چی بودد
نامی:کیم دوهی
کوک یه بشکن زد:اره خودشه
ته:شرکت پوششیشون H_LINE
کوک و نامی به هم نگاه کردن:همون شرکت رو به روی پرورشگاه خورشید
ته:درسته ولی شعبه اصلیش اون نیست از اون برای استخدام آدمای بی دفاع و ساده استفاده میکنن
مثلا همین دیشب یکیو استخدام کردن
کوک:کی؟
ته:فیلم دوربیناشونو درآوردم یه دختره که ساعت ۲۲:۴۵
وارد ساختمون میشه و بعد از ۳۰دیقه خارجی میشه ولی یکی میوفته دنبالش
نامی:ساعتش خیلی عجیبه
کوک:مشخصات دختره؟
ته:اسمش لی ا.ته ۱۷سالشه و پدر و مادر نداره
دقیقا هم داخل همون پرورشگاه خورشیده
نامی:پس کسی که نزدیکه رو استخدام کردن
ته:دوربینای خیابونو درآوردم پسره تا جلوی در پرورشگاه دنبالشه که یه خانمه ا.تو بغلمیکنه.
بعدپسره برمیگرده شرکت.
کوک:فیلمشو ببینم
تهیونگ زد روی یه فایل
دختره رفتنی پشتش به دوربین بود.
بعد از نیم ساعت که برگشت.
کوک:ترسیده از صورتش معلومه
قیافش آشناس
کوک:این دختره رو یه جا دیدم
پشت چراغ دقیقا جلوی پرورشگاه وایساد داشت میدویید
نامی:پس آدمای بیگناهو استخدام میکنن بعد از اینکه ازشون استفاده کردن میندازنشون دور
ته:شایدم بکشنشون...
سکوت کل اتاقو گرفت
کسی که سکوتو شکست کوک بود:فعلا هم ا.ت و زیرنظر داشته باش هم شرکتشونو
نامی:فعلا جیهوپ اونجاس
کوک:بهشخبر بدید
نامی:داخل اتاق باهاش حرف زدم ولی چیزیدر این باره نگفت
ته:فعلا همینا بود چیزی فهمیدم میگم بهتون به جیهوپم زنگ میزنم خبرمیدم
رفتم تو اتاقم خودمو پرت کردم رو تخت
طعمه جدیدشون دختر ۱۷سالس
لی ا.ت
.
۱۰لایک
۲۰کامنت
.
.
#فیک_کوک #فیک_اسمات #فیک_جیمین
#فیک_بی تی اس #فیک_تهیونگ #فیک_جین #فیک_نامجون
#فیک_جیهوپ #فیک_شوگا #فیک_تهکوک #فیک_نامجین #فیک_یونمین #بی تی اس
#کره_جنوبی #کیپاپ
پرورشگاه
orphanage
با چشماش اشاره کرد به خدمتکارا
دیگه چیزی نگفتم.
غذا خوردنمون تموم شد
کوک:خب بریم که شروع کنیم
ته:استراحت نمیکنید
کوک خیلی جدی:برای استراحت نیومدیم
ته:میریم اتاق کارم
رفتیم سمت اتاقش
اتاق کارش تم مشکی طلایی داشت.
چندتا پرونده و فلشو...روی میز بود
کوک:خب سهام داره چی میگفت
ته:سهام دار نبود
کوک:پس کی بود
ته:یکی از نگهبانا میگفت دوربینارو چک کرده یکی ساعت ۶صبح با عجله از شرکت زده بیرون
نامی:قیافش افتاده؟
ته:اره گفتم مشخصاتشو پیدا کنه
کوک:خب باید بیاریمشخونت
ته:میبریمش سوله
کوک:اینم هست
نشستیم رو مبل رفت اون پرونده های روی میزو اورد
ته:این پرونده ایه که روی میزم گذاشته بود
نامی:این پرونده برای باند اسلحه بود
کوک:۴سال پیش
ته:آره قطعا به همین پرونده ربط داره کسی که اینارو فرستاده
کوک:ممکنه این زنه باشه اسمش چی بودد
نامی:کیم دوهی
کوک یه بشکن زد:اره خودشه
ته:شرکت پوششیشون H_LINE
کوک و نامی به هم نگاه کردن:همون شرکت رو به روی پرورشگاه خورشید
ته:درسته ولی شعبه اصلیش اون نیست از اون برای استخدام آدمای بی دفاع و ساده استفاده میکنن
مثلا همین دیشب یکیو استخدام کردن
کوک:کی؟
ته:فیلم دوربیناشونو درآوردم یه دختره که ساعت ۲۲:۴۵
وارد ساختمون میشه و بعد از ۳۰دیقه خارجی میشه ولی یکی میوفته دنبالش
نامی:ساعتش خیلی عجیبه
کوک:مشخصات دختره؟
ته:اسمش لی ا.ته ۱۷سالشه و پدر و مادر نداره
دقیقا هم داخل همون پرورشگاه خورشیده
نامی:پس کسی که نزدیکه رو استخدام کردن
ته:دوربینای خیابونو درآوردم پسره تا جلوی در پرورشگاه دنبالشه که یه خانمه ا.تو بغلمیکنه.
بعدپسره برمیگرده شرکت.
کوک:فیلمشو ببینم
تهیونگ زد روی یه فایل
دختره رفتنی پشتش به دوربین بود.
بعد از نیم ساعت که برگشت.
کوک:ترسیده از صورتش معلومه
قیافش آشناس
کوک:این دختره رو یه جا دیدم
پشت چراغ دقیقا جلوی پرورشگاه وایساد داشت میدویید
نامی:پس آدمای بیگناهو استخدام میکنن بعد از اینکه ازشون استفاده کردن میندازنشون دور
ته:شایدم بکشنشون...
سکوت کل اتاقو گرفت
کسی که سکوتو شکست کوک بود:فعلا هم ا.ت و زیرنظر داشته باش هم شرکتشونو
نامی:فعلا جیهوپ اونجاس
کوک:بهشخبر بدید
نامی:داخل اتاق باهاش حرف زدم ولی چیزیدر این باره نگفت
ته:فعلا همینا بود چیزی فهمیدم میگم بهتون به جیهوپم زنگ میزنم خبرمیدم
رفتم تو اتاقم خودمو پرت کردم رو تخت
طعمه جدیدشون دختر ۱۷سالس
لی ا.ت
.
۱۰لایک
۲۰کامنت
.
.
#فیک_کوک #فیک_اسمات #فیک_جیمین
#فیک_بی تی اس #فیک_تهیونگ #فیک_جین #فیک_نامجون
#فیک_جیهوپ #فیک_شوگا #فیک_تهکوک #فیک_نامجین #فیک_یونمین #بی تی اس
#کره_جنوبی #کیپاپ
- ۲۹۸
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط