من اولش میخواستم دو تا گربه داشته باشم ولی نشد
🐱: من اولش میخواستم دو تا گربه داشته باشم، ولی نشد
🐱: این تانه
🐱: بابای تان یه گربهی خیابونی بود و تان یهدفعهای به دنیا اومد، برای همین آوردمش پیش خودم
🐱: تان خوشگله، نه؟
🐱: بیا اینجا که مردم ببیننت!
🐱: تان پسره! پسره!
🐱: این تانه
🐱: بابای تان یه گربهی خیابونی بود و تان یهدفعهای به دنیا اومد، برای همین آوردمش پیش خودم
🐱: تان خوشگله، نه؟
🐱: بیا اینجا که مردم ببیننت!
🐱: تان پسره! پسره!
- ۳۴۳
- ۰۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط