سلام

سلام
چند روز پیش توی حیاط بیمارستان خانمی
را دیدم با خدا دعوا می‌کرد
هم صحبت شدیم فهمیدم تنها پسراش منتظر عضو است برایش دعا کردم خوشحال شد ورفت
حالا امروز دیدم مادرم با عصبانیت باایشلن برخورد کرد تا
پرستا مقورامد که از چند روزیش این خانم برای بچه اش دعا می کرد تا تورا در روی تخت اتاق عمل دید از آن روز برای تو دعا می‌کرد
مادر ازسرپرستار پرسیده بود که این خانم کیست که روی تخته فرزندم به دعاست
برایش گفتند که این منتظر عضو است از همان روز مادر با آن خانم محترم برخوردش عوض شده
نمی دانم چرا مادرم که این همه امید به من داده این چنین بی فکری از برای یک هم نوع کرده نمی دانم
خداوندا عاقبت مارا ختم به خیر کن
ان شاءالله
دیدگاه ها (۵)

#سامرا برای من فقط خاطره‌ی زیارت نیست! من سه بار توفیق زیارت...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

...توی کما بودیکی از اطرافیان بچه‌شان از جایی پرتاب شده بود ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗بعد از آن روز، یونا دیگر کمتر به قصر ...

چطور عاشقش شدم؟خب... شاید در یک نگاه؟شاید همان لحظه‌ای که چش...

عشقست یمن ✌🏼✌🏼♦️پاسخ عضو ارشد انصارالله به ادعای ترامپ: یاوه...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

Broken Wings پارت دو نیمه اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط