از چهره ى تو

از چهره ى تو
چیز زیادى یادم نیست
جز این که
اقیانوس آرامى
ریخته بود بین چشمهات
و روى طراوت لب هات
زمزمه ى تردى بود
که گنگم مى کرد
و نمى گذاشت
از چهره ى تو چیز زیادى
یادم باشد
دیدگاه ها (۰)

والع😒😁🤩تگش کن و بفرست براش 🥺🤍🫀سی/و کن گمش نکنی😝💕✨

چه ها بادجان خود کردم،،،،،،

راست گفت آینه که منتظر نباش ...او برای همیشه دیر کرده است...

چرا پدر گفت شلپ 😂🤣🤣🤣🤣

رمان انفجار و امید

dark life = 9

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط