حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..

حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..

کم‌کم داشت زبان باز می‌کرد تا اولین «بابا» را به شما بگوید.
آخر فقط ۱۴ ماه داشت....

حتماً برایش هزار آرزو داشتی...
برای اولین روز مدرسه،
برای دوچرخه‌سواری،
برای شب‌هایی که کنارت مشق می‌نوشت،
برای روزی که دستش را بگیری و آرام‌آرام بزرگ شدنش را تماشا کنی.

شاید هزار بار در ذهنت تصور کرده بودی که وقتی زمین می‌خورد، خودت بلندش کنی.
وقتی می‌ترسد، پناهش باشی.
وقتی می‌خندد، دنیا برایت زیباتر شود.

اما تقدیر، همه آن رؤیاها را در چهارده ماه خلاصه کرد.
ولی چه دختری تربیت کردید ... همراه پاک ترین روی زمین شد...

زهرای کوچک...
دُردانه‌ی سیدعلی...
فرصت نکرد حتی همه واژه‌های دنیا را یاد بگیرد،
اما نامش برای همیشه در دل خیلی‌ها ماند.

و شما...
به جای شنیدن «بابا»،
باید با دلت، جای خالی صدایی را زندگی کنی که هیچ‌وقت کامل نشد.

ما را ببخش...
که هیچ واژه‌ای، توانِ سبک کردن این داغ را ندارد.💔🥀

🕊️

#رهبر #نوهرهبر #ایران #انقلاب #هوشمصنوعی
دیدگاه ها (۱)

🔺ماریو نفال، فعال و یوتیوبر لبنانی-استرالیایی:تابوت‌ها نباید...

کربلا را اماده کنیداقای من بعد سال ها میخواهد حسینش را در اغ...

#دیدم_که_جانم_میرود 💔🥀در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنمن...

خدا نهگدار 🥹داغت تا ابد تازه میمونه آقا…🖤......سر از دست داد...

وقتی که تو نیستیدنیاچیزی کم داردمثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، ...

پارت پانزدهم💫ماه عسل. مادر سوکجین اصرار داشت بروند سیشل. «هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط