در میان جمعیت،

در میان جمعیت،
در مراسم استقبال از پیکر مطهر مهربان وطن ،
پسربچه‌ای پنج‌ساله؛ پدرش را صدا می زند
فرزند مرزبان وطن.
با صدایی ساده،
بی‌خبر از معنای بزرگ اندوه،
می‌پرسد:
چرا عکس پدرم را زدم روی شیشه ماشین؟
سؤالی کودکانه،
اما سنگین‌تر از هر پاسخ.
او هنوز نمی‌داند
پدرش از بانه کردستان بازگشته،
اما نه برای در آغوش گرفتن…
بلکه برای همیشه ماندن در خاطره‌ها.
این روایت کودکی است
که از امروز،
پدرش را فقط
در قاب عکس‌ها خواهد شناخت.

#رحیم_مجیدی_مهر #پیل_افکن #مرزبان_وطن #فرزند #کودک #پنج_ساله #مراسم_استقبال #بانه #کردستان #کهگیلویه_و_بویراحمد #داغ_پدر #یاد_پدر #یاد_ماندگار
دیدگاه ها (۰)

تور ۴ر فصل استفصل چهارم :هجرت به نجفزمانی که آیت الله بروجرد...

*کمی طولانیست ولی ارزش خواندن دارد***زندگی نامه امام**امام خ...

✨📱 یه وسیله جذاب و کاربردی برای کوچولوهای خلاق! 😍🎨🔺 تبلت جاد...

بانو 🎀

🖤👟 اسپرت، شیک و مناسب استایل روزمره! 😎🔥🔺 کفش مردانه اسپرت Ne...

#شب زیارتی حضرت عشقالتماس دعا🌹

مگه نه؟؟

📌این خانم به یه نکته‌ای در مورد پوشش سر و صورت خانم‌ها در دن...

💚👖 یه انتخاب خنک و خوش‌استایل برای آقایان شیک‌پوش! 😎✨🔺 شلوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط