مخلوطی از عشقو مرگ

مخلوطی از عشقو مرگ
پارت 1
ات: داداش مسیرش جای باشگاه تو منم باهات میام که بعد از باشگاهت باهم بریم بخریمش
جیمین: باشه اجی پس الان اماده شو
ات: هورا باش عشق اجی
ویو ات: سریع اماده شدم و از اتاق زدم بیرون
ات: من امادم
جیمین: بریم
ات: داداش لباست یکم زیادی چشب نیس
جیمین: اجی من همیشه با این میرم بیا بریم دیگه
ات: باشه باشه بریم (خنده)
از خونه زدیم بیرون همه به جیمین نگاه میکردن البته حیم دارن جیمین تو این لباس خیلی ددی با اون کیف ورزشیش خیلی جذاب شده
جیمین: نگاه نکن بهشون بزار نگاه کنن تا سیر بشن
ات: هعی(خنده)
رسیدیم دم باشگاه یه پسر خیلی جذاب استایل لش مشکی سرش تو گوشیش بود وای خیلی کراش به نظر میرسه جیمین سریع تر راه رفت
جیمین: به اقای جئون (بغلش کرد)
جونگ کوک: امروز باشگاه بسته و تو کانالش نزاشتن که قراره تعطیل باشه
جیمین: ای بابا چرا
من که تا اون موقع از شدت زیبایی اون پسر خشکم زده بود جلوتر رفتم و سلام کردم
ات: سلام
جونگ کوک: چه خانم جذابی جیمین جان دوس دخترته
جیمین: او نه نه خواهرمه (خنده)
ات: متشکرم من پارک اتم از اشناییتون خوشبختم
جونگ کوک: واو پس که خواهرته چه خانم جذابی منم جئون جونگ کوک هستم همچنین عزیزم
جیمین: خب خب بسه.... پس حالا چیکار کنیم کوک
جونگ کوک: والا منم منتظر شما بودم بودم اقای پارک کجا قصد دارین برین اگه وقت ازاد دارین بریم یه کافه مهمون من
جیمین: اوه نه ما ینی ات قراره بره یه لباس بخره که میخوایم بریم پاساژ توم بیا بریم
جونگ کوک: اوکیه بریم
دیدگاه ها (۳)

بیا 😂🤠هنو بیا😂😂😂😂🤠🤠🤠خب قراره که 550 تایی رمان شب تولدمو بزار...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 2ویو جونگ کوک: راه افتادیم به سمت پا...

اسم: مخلوطی از عشقو مرگ درخواستی تعداد پارت: بین ۵ تا 10پارک...

دوستان میخوام یه رمان درخواستی بنویسم اونایی که درخواست دادن...

شب تولدم پارت 42فصل دوم پارت 13و با یه تیر تو مغزش تموم کردم...

شب تولدم پارت 49فصل دوم پارت 20ات: میخوام زنش بشم دیگه خسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط