Lovely actor part : 10
÷ پس بابت این قضیه از من عصبانی هستی درسته ؟بزار خیالتو راحت کنم شایعات قرار گذاشتنم با یونا زیاده خودتم میدونی و روی مخته اما چرا انکارش کنم من هیچوقت نمیتونم احساساتمو بهش بگم برام سخته و از پسش بر نمیام پس باید این شایعات رو پایه ای برای خیالات خودم کنم خیالاتی که هر شب و روز با همن اما چه حيف.. حیف که توی واقعیت وجود ندارن
_ اگه پای عشق وسط باشه هیچ چیز دیگه مهم نیست باید بری و بهش بگی اما تو اینکارو نکردی
÷ من مثل تو اعتماد به نفس بالا ندارم شاید اگه یکی مثل تو بود که بهم بگه انجامش بدم تا الان خیلی مراحلو باهاش رد کرده بودم
_ یعنی حاضری بشینی و ببینی یکی مثل هیونگ سو بیاد و یونا رو تور کنه؟
اخمی روی صورتش جا خوش کرد
÷ معلومه که نه..هیچکس حق نداره این کارو بکنه
تهیونگ پوزخندی زده : _ حتی من؟
جونگکوک اما ساکت موند و به یه نقطه خیره شد تهیونگ که جوابی برای سوالش نگرفته بود و میدونست قرار نیستم بگیره دیگه چیزی نگفت..
÷ شاید تو فرق داری تهیونگ
متعجب و مبهم به صورتش نگاه کرد منظورش چی بود؟ اما همین که لب باز کرد تا ازش بپرسه صدای مدل معروف مجله ی جونگ سو لی بونگ کی رو شنیدن
- واو پس این پسر همونیه که برای عکس برداری کنار کانگ یونا بود؟ حقی که مدل شدن برازندته یونا دیگه با وجود یه بادیگارد خوشتیپ و جذابی مثل تو چی میخواد؟
جئون لبخند کوتاهی زد : "شاید به عکاس جذاب" و با دستاش به تهیونگ اشاره کرد
- کیم تهیونگ؟ شما همون عکاس معروف و برتر سال نیستین؟ س
عی کرد از فکر کردن به حرف جونگکوک بیرون بیاد و لب باز کرد: _ بله..خودمم
- شما خودتونم میتونستین یه مدل موفق و مشهور باشین چه پسرای خوشتیپی دور یونا جمع شدن در عجبم چطور هنوز با هیچکس قرار نذاشته
راست میگفت واقعا یونا چطور هنوز قرار نذاشته بود؟ این سوالی بود که ذهن جونگکوک و تهیونگ رو اون لحظه به خودش مشغول کرد به کسی علاقه داشت و به خاطر کمپانی بهش نمیگفت؟.. اما کی؟ بیخبر بودن از اینکه یونا....اونارو دوست داشت
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
با هیونگ سو و چند تا از مدل معروف کنار میز بزرگی که از انواع غذاها تا نوشیدنیهای مختلف روش بود ایستاده بودن و درباره مجله و فیلم جدید یونا صحبت میکردن نمیخواست الکل بخوره اما با تعارفای پی در پی هیونگ سو نظرش عوض شد نه حوصله ی هیونگ سو رو داشت و نه اون مدل از خود راضی رو از یکیشون که به شدت متنفر بود و همیشه ی خدا از تهیونگ آویزون میشد چندباری برای عکس برداری پیش تهیونگ رفته بود و یونا هم دیده بودش از رفتارش هم میشد فهمید که دنبال چه چیزیه
توی جمعیت دنبال جونگکوک و تهیونگ میگشت اما نتونسته بود پیداشون کنه
& هی يونا حواست کجاست؟
+ چی؟
& پرسیدم این شایعات چیه؟
+ کدوم شایعات؟
& همه ی طرفدارات میگن که تو با جئون جونگکوک قرار میذاری کل شبکه های اجتماعی پر شده از عکسای مجله.. عکسای امشبم که اومدین هنوز یک ساعت نگذشته پخش شده نمیخوای تکذیبش کنی؟
کمی فکر کرد میخواست تکذیبش کنه؟ مجبور بود که اینکارو کنه؟
قطعا نه اگه کمپانی چیزی بهش نمیگه پس شاید میخواد حاشیه ای برای یونا درست کنه و همه ی حواس مردمو به اون بده تا به نفع خودشون باشه و همینطور خودش هم از این قضیه لذت میبرد حداقل میتونست تصور کنه پس تکذیبش نمیکرد
فعلا نه..
& یعنی میخوای بگی باهاش قرار نمیذاری؟
+ چطور؟
& میخواستم بدونم چون احساس میکنم بهت علاقه مند شدم
با شنیدن حرفش طوری سرش رو به طرفش چرخوند که درد گردنش رو کاملا حس کرد اون چی میگفت؟ بهش علاقه مند شده بود؟ این دیگه چجور شوخی ای بود
+ یا هیونگ شوخی مسخره بازیه خوبی بود
اخمی روی صورتش نشست
& مسخره باز نیست یونا.. دارم رک بهت میگم از همون فیلم این احساس شروع شد الان که میدونم با کسی قرار نمیذاری دارم بهت میگم
+ از کجا معلوم قرار نمیذارم؟
& به راحتی میشه فهمید از نگاهای حسرت انگیزت روی جئون میشه فهمید باهاش قرار نمیذاری اما بدت نمیومد اگه بذاری
+ اینو میدونی و بازم پیشنهاد قرار گذاشتن بهم میدی هیونگ سو شی؟
& خب میخوای تا آخر عمرت بشینی و تو تصوراتت با یکی باشی؟ یا با کسی باشی که بهت علاقه داره؟ کدومش؟
نگاهش بین جمعیت رفت درست روی جونگکوکی که با دختر مدل و بازیگر تازه کار مشغول بگو و بخند بود اون لبخندش.. جئون گفته بود که اجتماعی نیست و اعتماد به نفس صحبت با افراد غریبه رو نداره پس چطور؟
های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما روح نباشید
_ اگه پای عشق وسط باشه هیچ چیز دیگه مهم نیست باید بری و بهش بگی اما تو اینکارو نکردی
÷ من مثل تو اعتماد به نفس بالا ندارم شاید اگه یکی مثل تو بود که بهم بگه انجامش بدم تا الان خیلی مراحلو باهاش رد کرده بودم
_ یعنی حاضری بشینی و ببینی یکی مثل هیونگ سو بیاد و یونا رو تور کنه؟
اخمی روی صورتش جا خوش کرد
÷ معلومه که نه..هیچکس حق نداره این کارو بکنه
تهیونگ پوزخندی زده : _ حتی من؟
جونگکوک اما ساکت موند و به یه نقطه خیره شد تهیونگ که جوابی برای سوالش نگرفته بود و میدونست قرار نیستم بگیره دیگه چیزی نگفت..
÷ شاید تو فرق داری تهیونگ
متعجب و مبهم به صورتش نگاه کرد منظورش چی بود؟ اما همین که لب باز کرد تا ازش بپرسه صدای مدل معروف مجله ی جونگ سو لی بونگ کی رو شنیدن
- واو پس این پسر همونیه که برای عکس برداری کنار کانگ یونا بود؟ حقی که مدل شدن برازندته یونا دیگه با وجود یه بادیگارد خوشتیپ و جذابی مثل تو چی میخواد؟
جئون لبخند کوتاهی زد : "شاید به عکاس جذاب" و با دستاش به تهیونگ اشاره کرد
- کیم تهیونگ؟ شما همون عکاس معروف و برتر سال نیستین؟ س
عی کرد از فکر کردن به حرف جونگکوک بیرون بیاد و لب باز کرد: _ بله..خودمم
- شما خودتونم میتونستین یه مدل موفق و مشهور باشین چه پسرای خوشتیپی دور یونا جمع شدن در عجبم چطور هنوز با هیچکس قرار نذاشته
راست میگفت واقعا یونا چطور هنوز قرار نذاشته بود؟ این سوالی بود که ذهن جونگکوک و تهیونگ رو اون لحظه به خودش مشغول کرد به کسی علاقه داشت و به خاطر کمپانی بهش نمیگفت؟.. اما کی؟ بیخبر بودن از اینکه یونا....اونارو دوست داشت
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
با هیونگ سو و چند تا از مدل معروف کنار میز بزرگی که از انواع غذاها تا نوشیدنیهای مختلف روش بود ایستاده بودن و درباره مجله و فیلم جدید یونا صحبت میکردن نمیخواست الکل بخوره اما با تعارفای پی در پی هیونگ سو نظرش عوض شد نه حوصله ی هیونگ سو رو داشت و نه اون مدل از خود راضی رو از یکیشون که به شدت متنفر بود و همیشه ی خدا از تهیونگ آویزون میشد چندباری برای عکس برداری پیش تهیونگ رفته بود و یونا هم دیده بودش از رفتارش هم میشد فهمید که دنبال چه چیزیه
توی جمعیت دنبال جونگکوک و تهیونگ میگشت اما نتونسته بود پیداشون کنه
& هی يونا حواست کجاست؟
+ چی؟
& پرسیدم این شایعات چیه؟
+ کدوم شایعات؟
& همه ی طرفدارات میگن که تو با جئون جونگکوک قرار میذاری کل شبکه های اجتماعی پر شده از عکسای مجله.. عکسای امشبم که اومدین هنوز یک ساعت نگذشته پخش شده نمیخوای تکذیبش کنی؟
کمی فکر کرد میخواست تکذیبش کنه؟ مجبور بود که اینکارو کنه؟
قطعا نه اگه کمپانی چیزی بهش نمیگه پس شاید میخواد حاشیه ای برای یونا درست کنه و همه ی حواس مردمو به اون بده تا به نفع خودشون باشه و همینطور خودش هم از این قضیه لذت میبرد حداقل میتونست تصور کنه پس تکذیبش نمیکرد
فعلا نه..
& یعنی میخوای بگی باهاش قرار نمیذاری؟
+ چطور؟
& میخواستم بدونم چون احساس میکنم بهت علاقه مند شدم
با شنیدن حرفش طوری سرش رو به طرفش چرخوند که درد گردنش رو کاملا حس کرد اون چی میگفت؟ بهش علاقه مند شده بود؟ این دیگه چجور شوخی ای بود
+ یا هیونگ شوخی مسخره بازیه خوبی بود
اخمی روی صورتش نشست
& مسخره باز نیست یونا.. دارم رک بهت میگم از همون فیلم این احساس شروع شد الان که میدونم با کسی قرار نمیذاری دارم بهت میگم
+ از کجا معلوم قرار نمیذارم؟
& به راحتی میشه فهمید از نگاهای حسرت انگیزت روی جئون میشه فهمید باهاش قرار نمیذاری اما بدت نمیومد اگه بذاری
+ اینو میدونی و بازم پیشنهاد قرار گذاشتن بهم میدی هیونگ سو شی؟
& خب میخوای تا آخر عمرت بشینی و تو تصوراتت با یکی باشی؟ یا با کسی باشی که بهت علاقه داره؟ کدومش؟
نگاهش بین جمعیت رفت درست روی جونگکوکی که با دختر مدل و بازیگر تازه کار مشغول بگو و بخند بود اون لبخندش.. جئون گفته بود که اجتماعی نیست و اعتماد به نفس صحبت با افراد غریبه رو نداره پس چطور؟
های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما روح نباشید
- ۱۱.۴k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط