لاری لاری را لاری لاری ری

لاری لاری را لاری لاری ری
دیشب ساعت ۲ نصفه شب فقط منو آبجیم بیدار بودیم ولی من خودم رو زده بودم به خواب آبجیم نفهمیده بود من بیدارم رفت توی اتاقش ولی در رو پشت سرش نبست من هم از فرصت استفاده کردم یک توپ یواشکی هول دادم تو اتاقش ترسید از اتاق اومد بیرون ببینه چی شده من هم همون لحظه گفتم : پخخخخخ
و بدبخت یک جوری ترسید نزدیک بود سکته کنه😅
من هم همش میخندیدم
حالا شاید سوال باشه من ساعت ۲ نصفه شب چیکار می‌کردم
داشتم ناروتو میدیم 😂
تازه وقتی آبجیم خوابید هم من نخوابیدم و داشتم ادامه ی ناروتو رو میدیدم
خلاصه که تا سحر بیدار بودم و از صدای اذان صبح لذت میبردم😅
دیدگاه ها (۱۲)

پارت جدید زندگی شیرین

...

پارت ۳ ندیمه ی عمارت یک ساعت بعد از آب گرم لباسم رو پوشیدمقل...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط