نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 26
_تو تنها چیزی که میتونی از این شرکت بگیری ، پولایی هست که شرکت در اورده و قرار هم از همون موقع همین بود که یک سوم پولا رو بدیم به تو یک سوم دیگش هم مال من یک سوم بعدی رو هم بدیم به کارمندا
÷راستی مارا ما میتونیم سهم تو رو ازش پس بگیریم چون شماها دیگه طلاق گرفتید
+اره اینم میشه
_نخیر نمیشه
+چرا
_اگر بخوای میتونم فقط پول این پنج سال رو بدم؟
+خب اوکی همون رو بهم بده
_نمیدمش
+چرا؟
_چون پولش خیلی زیاد میشه توی این پنج سال و خب در توان شرکت نیست
÷پس مجبوریم بریم دادگاه نه؟*رو به مارا*
+اره
_برید دادگاه ولی اونی که میبازه تویی خانم جئون نه من*پوزخند
+منظور؟؟
_دادگاه میبینمت
مارا فکرش درگیر بود یچیزی رو فراموش کرده بود. چی رو؟ نمیدونست اما فقط اینو میدونست که تهیونگ یچیزی توی دستش داره که میتونه مارا رو پیش خودش برگردونه.
مارا که فکر میکرد اون چیز حتما آ جینه برای همین خیلی بابت آ جین نگران بود چون میدونست تهیونگ حتما راجب به دخترش تحقیق میکنه ولی خب نمیدونست چیکار باید بکنه. تنها راهی که به ذهنش میرسید این بود که جا بزنه اما اگر جا میزد همونجوری که تهیونگ گفت اون بازنده میشه. پس نباید جا بزنه و باید تا جایی که میتونه از تهیونگ انتقام بگیره...
یون سوک بعد از اینکه مارا رو گذاشت خونه ی یونا رفت دادگاه و کار های شکایت رو انجام داد و روز دادگاه هم شد سه روز دیگه و برای تهیونگ هم احضار نامه فرستادن.
تهیونگ داشت مدارک ها رو جمع میکرد برای سه روز دیگه و همه ی کارا رو هم انجام داده بود و سپرده بود به دستیارش که مارا شناسنامشو عوض نکرده باشه...



ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ

لایک: ۴۰
کامنت: ۳۴
دیدگاه ها (۲۵)

نام فیک: مافیا جذاب منPart: 5قطره ی اشکش ریخت روی گونش. فکر ...

نام فیک: مافیا جذاب منPart: 6می سو دنبال جونگکوک رفت. جونگکو...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 25مارا رسید شرکت. از ماشین پیاده شد و...

نام فیک: مافیا جذاب منPart: 4_بهتره که به پلیس گزارش نکنی چو...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 7رسید شرکت. ماشین رو پارک کرد و از ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط