وارث مافیا ( پارت ۵ )

وارث مافیا ( پارت ۵ )

×: عزیزم خوبی ؟ ( آروم )

-: چند بار بگم به من نگو عزیزم ! ( عصبی ، داد )

×: چند هفته دیگه عروسیمونه .

-: عروسی !! من با توی دزد ازدواج نمیکنم ( داد )

×: باید ازدواج کنی و برای من یه وارث بیاری فهمیدی ( عصبی )

هودونگ میخواست لب ا/ت رو ببوسه که صدای زدن در اتاق شنیده شد .

فرد : ارباب ۲ روز دیگه باید به چین برید .

×: باشه میتونی بری .

×: من چیزی که مال خودمه رو ندزدیدم اینو بفهم . ( عصبی)

هودونگ رفت و ا/ت به بد شانسی خودش فکر
کرد ، اون به پیش یه خانم رفت اون خانم پیر
بود

اون یکی از خدمتکار های وفادار این عمارت بود

اون ماجرای زندگیش رو برای اون خانم تعریف کرد

دخترم تو میتونی منو آجوما صدا کنی

آجوما : راستی دخترم برای عروسی نگران نباش
هرچی که سرنوشت برای تو در نظر داره اتفاق میوفته

چند روز بعد

جونگ کوک به سمت رستوران هوانگ شی رفت که ا/ت رو ببینه و باهاش صحبت کنه

اما یه اتفاق افتاد ....

ادامه دارد..

پارت ۶ رو امشب می‌زارم ،
دیدگاه ها (۸)

همسر غیره منتظره

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

پارت ۳

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

عشق بی پایان

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط