تو مرا آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت

تو مرا آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت، می‌روم از قلبت
می‌شوم دورترین خاطره در شب‌هایت.
تو به من می‌خندی و به خود می‌گویی
باز می‌آید و می‌سوزد از این عشق
ولی‌ برنمی‌گردم ، نه
می‌روم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد.
دیدگاه ها (۴)

هزاران جان ما و بهتر از ما فدایِ تو، که جان جان جانی.

به تو فکر می‌کنم ، از نو برایت می‌نویسم ، چشم به راهت می‌مان...

مهر تو خورده گره با دل من تا به ابدجان ز تن گر برود، عشق تو ...

تو اگرچه به دلمنیم نگاهی نکنی ،من به چشمانغزل‌خیزت ارادت دار...

تو مرا آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت!میروم از ...

تو مرا آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرتتو خیالت راحتمیروم از قلب...

تو مرا آزردی که خود کوچ کنم از شهرتتو خیالت راحت ، میروم از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط