چشم هایم را فدای سپید موهایت و نفس هایم را قربانی لب های

"چشم هایم را فدای سپید موهایت و نفس هایم را قربانی لب هایت میکردم، اگر میدانستم انتهای تمام بن بستها نگاه توست."

̶س̶ر̶خ̶پ̶و̶ش̶
دیدگاه ها (۰)

ما هیچوقت قبل از این گناهکار نبودیم.اما اگر این عشق گناه بود...

دیگه مهم نبود چی میشد،مهم نبود اگر با این بارون چه غمهای رو ...

"سانت به سانت از چهره اش را با چشمهایش بوسید؛ چه بر سر جانش ...

تو عطرتو توی تمام نفسایی که میکشم جا گذاشتیتو با رفتنت طعم م...

نقص هایت را می پرستم پارت چهارم

۳-

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط