بعد از آن روز تمام شیرینی ها تلخ شد خورشید دیگر طلوع

بعد از آن روز تمام ِ شیرینی ها تلخ شد ، خورشید دیگر طلوع نکرد ، ماه توان تابیدن نداشت راستش را بخواهی شب شد و شب ماند ، باران هم تا همیشه بارید و تلخی نیز ماندگار شد تنها یک مسئله همه‌چیز را سخت تر میکرد ؛ و آن اینکه چیزی در من هنوز در حال تپیدن بود .
دیدگاه ها (۱۶)

دوست بشیم ؟ 💚

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

قهوه های جاویدان ☕ قسمت ۹ از آخرین باری که با او دعوا کرده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط