دوستے مے گفت؛ بچه ڪه بودم، یه جوجه داشتم. خیلے دوستش داشت

دوستے مے گفت؛ بچه ڪه بودم، یه جوجه داشتم. خیلے دوستش داشتم.
یه روز گرفتمش جلو صورتم باهاش حرف بزنم
ڪه یهو
نوک زد توے چشمم.
خیلے دردم اومد.
تو عالم بچگے ڪلے بهش فحش دادم.
اما الان میفهمم ڪه تقصیر اون نبود!
تقصیر خودم بود!
هر وقت ڪسے ڪه شعور و فهم درستے نداره رو به خودت نزدیک ڪنے حتما بهت آسیب میزنه!
این یه قانونه...!!
دیدگاه ها (۰)

I can be myself with himPart⁷⁸[ویو نیلسو]با سردرد بدی چشمام ...

KIM V

پارت پنج دیر میزارم ویسگون هنگ داره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط