از زمينِ جنوب،
از زمينِ جنوب،
نفت مىجوشد...
از آسمانش،
موشك مىبارد.
درد اما فقط صداى انفجار نيست...!
درد اين است كه بعضیها،
كيلومترها دورتر نشستهاند و اين رنج را فقط از قابِ تلويزيون تماشا مىكنند.
براى كسى كه زير صداى آژير بيدار مىشود، اسمش «پرتابه» نيست...
اسمش ترس است.
اسمش شبى است كه نمىدانى
صبحش را خواهى ديد يا نه.
آخرِ هر جنگ،
اين مردم عادىاند كه بيشترين هزينه را مىدهند؛ مردمى كه فقط مىخواستند زندگى كنند.
🥀💔🥀
نفت مىجوشد...
از آسمانش،
موشك مىبارد.
درد اما فقط صداى انفجار نيست...!
درد اين است كه بعضیها،
كيلومترها دورتر نشستهاند و اين رنج را فقط از قابِ تلويزيون تماشا مىكنند.
براى كسى كه زير صداى آژير بيدار مىشود، اسمش «پرتابه» نيست...
اسمش ترس است.
اسمش شبى است كه نمىدانى
صبحش را خواهى ديد يا نه.
آخرِ هر جنگ،
اين مردم عادىاند كه بيشترين هزينه را مىدهند؛ مردمى كه فقط مىخواستند زندگى كنند.
🥀💔🥀
- ۵.۰k
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط