رمان بوسه ایزدی
رمان بوسه ایزدی❕🍥
داستان از این قراره که تو و کوک ۳ ماهه تو رابطه این (اعضا هم خبر دارن)تو خونه کوک بودی ولی کوک خودش خونه نبود وقتی داشتی با دوستت چت میکردی یکی در خونرو زد ساعت هم ۳ ظهر بود اومدی پیش در و گفتی کیه؟و رو باز کردی تهکوک بود با زخم و کبودی اومده بود گفتی تهههههه چی شدهههه؟؟؟گف هیچی بردیش رو مبل که یهو کوک اومد
پارت بعد ۵ لایک
داستان از این قراره که تو و کوک ۳ ماهه تو رابطه این (اعضا هم خبر دارن)تو خونه کوک بودی ولی کوک خودش خونه نبود وقتی داشتی با دوستت چت میکردی یکی در خونرو زد ساعت هم ۳ ظهر بود اومدی پیش در و گفتی کیه؟و رو باز کردی تهکوک بود با زخم و کبودی اومده بود گفتی تهههههه چی شدهههه؟؟؟گف هیچی بردیش رو مبل که یهو کوک اومد
پارت بعد ۵ لایک
- ۳۵۹
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط