دیگه پشمی برام نمونده بود که بریزه

دیگه پشمی برام نمونده بود که بریزه
دیدگاه ها (۳)

یکم یائوی نشد؟

دازای

شما رو نمیدونم ولی پشمای من که ریخت

دابی

راحت باشین واقعا دیگه حوصله هیچ توضیحی نمونده برام

دیگه هیچ امیدی برای نوشتن برام نمونده..معذرت میخوام.

یک روز عادی من با خانوادم به روایت تصویر:دیگه نفس برام نموند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط