نگاهمان بهم دوخته شد و دیدم که گلویش چگونه تکان خورد

نگاهمان بهم دوخته شد و دیدم که گلویش چگونه‌ تکان خورد.
دمی عمیق گرفت و آهسته پرسید:
- نمیخوای منو؟
از جانم بیشتر میطلبیدمش اما ... امان از دلی که ترک خورده بود.
پلک میبندم و سپس سقف را نشانه میگیرم ‌!
- الان... دیگه نه!
دیدگاه ها (۰)

از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی با چون منی به غیر محبت رو...

الان دقیقا همونجام که...

همه فکر من، او بود و او فکر همه، جز من.#شبتون_بخیر✨️🧸

آینده متعلق به کسانی هست که..🙌🏻#انگیزشی

ادامه داره ؟ . نه هیچگونه ادامه ندارند نه عشق نه رویا نه کاب...

love Between the Tides⁴²دستم گذاشتم رو ی صورتم و گریه میکردم...

🌑 part ¹⁰ – بیداری در دل تاریکی🧠 "طلسم حافظه‌های ناتمام" آتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط