نگاهمان بهم دوخته شد و دیدم که گلویش چگونه تکان خورد
نگاهمان بهم دوخته شد و دیدم که گلویش چگونه تکان خورد.
دمی عمیق گرفت و آهسته پرسید:
- نمیخوای منو؟
از جانم بیشتر میطلبیدمش اما ... امان از دلی که ترک خورده بود.
پلک میبندم و سپس سقف را نشانه میگیرم !
- الان... دیگه نه!
دمی عمیق گرفت و آهسته پرسید:
- نمیخوای منو؟
از جانم بیشتر میطلبیدمش اما ... امان از دلی که ترک خورده بود.
پلک میبندم و سپس سقف را نشانه میگیرم !
- الان... دیگه نه!
- ۳.۰k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط