ترک کردن را خوب یاد گرفته ام...

ترک کردن را خوب یاد گرفته ام...
از زمانی که یادم هست مشغول ترک‌ کردن بوده ام
از اسباب بازی هایم گرفته تا کتانی که دیگر به پایم نمی‌ رفت... سن و‌سالم که بیشتر شد، دنیا را که کامل تر دیدم فهمیدم فقط من نیستم که ترک می‌کنم...
یکی از دوست های دوران دبیرستانم درس خواندن را ترک کرد... پدر بزرگم زندگی را ترک‌ کرد... رفیق قدیمی ام کشور را ترک‌ کرد... یکی از پیرمردهای محل آلزایمر گرفت خاطراتش را ترک‌کرد...
سال ها گذشت... اولین بار که دلم برای کسی لرزید با خودم گفتم دیگر هیچ وقت ترک کردن را تجربه نخواهم کرد؛
اما ترک کردن همیشه دســت خــودت نیست... باید تقصیر را گردن سرنوشت انداخت یا شرایط نمی‌دانم؛ فقط‌ میدانم گاهی ترک‌ کردن تنها راه نجات است...
این روزها وقت ترک کردن آدم ها، نه درد میکشم، نه تب می کنم و نه بدنم می لرزد...
یک بی حسی کامل... نه احتیاج به قرص دارم و نه احتیاج به پرستار،
سال هاست هر‌ کسی را می توانم ترک‌ کنم... بدون خماری... بدون بدن درد... بدون خاطرات... زندگی معلم خوبی بود، ترک‌ کردن را خوب یاد گرفته ام...
#hastm_hanooz
دیدگاه ها (۰)

یاد گرفته ام در برابر زشتی‌های آدم ها سکوت کنم!بدی هایشان را...

نه باخيرسان يانا يانابئله باخما. قادان آليماوره ك اولدو شانا...

پارت 4فردا صبح -خوب عزیزم فردا باید بریم برای واکسن +داداش(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط