𝑝𝑎𝑟𝑡23

𝑝𝑎𝑟𝑡23


+سلام مامانی خوبی
م۰ن:علیک
+میگه مامی یچی بگم قبول میکنی
م۰ن:هوم (خابالو)
+من با نامزدم تو رستورانم میخوام شب خونه اون بمونم همم یکم حالو هوام (دردو نفرین) عوض بشه اجازه میدی ؟؟
م۰ن:نه
+چرا؟؟
م۰ن:مگه ازدواج کردین میری خونه بقیه میخوابی پدصگ پاشو گمشو بیا خونه
+لطفا
م۰ن:گفتم پاشو بیا خونه توله
+باشههه
گوشی رو قطع کرد
_چی گفت
+نمیزاره
_فاک
+چته فقط خواب عادی بود هول
_(پوزخند)
+چرا پوزخند زدی از اون مغز فندوقیت چی میگذشت
_هیچ بابا
+عمرا بهت بدم
_میبینیم
+اره میبینیم
درحال بحث بودن که گوشی نیلا زنگ خورد (یعنی من به دختر خانومام اصمات ننویسم؟؟)
+عه وا مامانم
_بردار ببین چی میگه
+اوک
+جونم مامی
م۰ن:فقط یه شب
+قربونت بشم من
م۰ن:باشه خدافظ
+خدافظ نفسم

_چی گفت
+گفت یه شب فقط بمون
_ایول
+چیزی از مغزت نگذره
_گذشت
+خفه شو ها مگرنه نمیرم باهات
_باشه روانی
+روانی عمته


ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۵۷)

𝒑𝒂𝒓𝒕𝟐𝟐به طرف رستوران رفتن و وارد شدن رفتن جای خلوت نشستن سفا...

𝒑𝒂𝒓𝒕𝟐𝟏به طرفش رفتم _(سرفه) +عه سلام عزیزم تو اینجا چیکار میک...

پارت پنجممممم

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒جیمین و میا شروع کردن به غذا خوردن که یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط