از درد پریم و هیچ درمانی نیست

از درد پُریم و هیچ درمانی نیست
بر چهره‌ی مردم لبِ خندانی نیست

هرکس که رسیده زخم بر ما زده است
انگار در این شهر مسلمانی نیست
دیدگاه ها (۰)

به یهویی چیزی از دست دادن هم فکر کنیم قدر همو بدونیم

به‌هرکس‌دل‌نهادم‌بی‌وفا‌شدچو‌‌پا‌بندش‌شدم‌،‌از‌من‌جدا‌شدنمید...

‏یه‌ نفر بهم گفت: «تو انقدر خودتو نمی‌بینی که حتی از ظرف بیس...

مولانا چه زیبا گفت :آن شب که دلی بود...........به میخانه نشس...

یکی بود یکی نبودتوی قصه ی این حال کبوددرد بود و من بود درمان...

:از چهره ى توچیز زیادى یادم نیستجز این کهاقیانوس آرامىریخته ...

خب خب دیگه قرار نیست فعالیت کنم تو این ی سال واقعا خیلی خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط