گویا دوسه شب پیش یونگی رفته خونه جیمین😇😇

گویا دوسه شب پیش یونگی رفته خونه جیمین😇😇
تا ³ ⁴ صبح باهم آهنگ خوندن و یونگی گیتار زدن😇😇
بعدش اون شب خیلی خوش گذشته و خیلی خوب بوده😇😇
جیمین زیاد از اون شب چیزی یادش نی🤗🤗
هوسوک هم از اون ور میگه پس اینجوری باهم وقت میگذرونین؟چه رمانتیک🤗🤗

البته اینجا هوپی و یونگی گفتن می‌خوان تو اولین کنسرت گریه کنن
و ته گفت که خیلی باحال میشه
و داشتن اون موقع رو صحنه سازی میکردن
که وقتی دارن آهنگ میخونن همزمان دارن گریه هم میکنن🥹😂
دیدگاه ها (۰)

والاااا چه انتظاری دارین وقتی ما سر کوکوی و تهکوک باهم بحث د...

جونگ کوکا کی میخوای تتوتو نشونمون بدی؟

شروع شد😇😇🤌🤌🤌

خنده های یونگیییی😭دارم میرم برای خنده هایش بمیرم

Rz prpr ²⁴که یهو گوشیم زنگ خورد هوپی بود جواب دادم یونگی: چت...

پارت دوازدهم:داستان از دیدگاه جیمین: تقریباً ، ۵ روزی میشد ک...

عشق یا ترسpart 1ویو نویسنده*صبح زود جیمین از خواب بلند شد تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط