☘️ازم پرسید:

☘️ازم پرسید:
،،تا حالا عاشق شدی؟،،
نگاهش کردم، کوچیکتر از اونی بود که بدونه عشق همینجوری پیش نمیاد!
باید جوابشو میدادم:
،،خیلی از آدما رو دوست داشتم ولی عاشق نبودم!،،
_از کجا فهمیدی عاشق نبودی؟
+ از اونجایی که بعد از رفتنشون حس سبکی داشتم، یجورایی انگار یه بار بزرگی از شونه هام برداشته شد!!
_ پس دوستشونم نداشتی!!
+اتفاقا دوستشون داشتم چون وقتی برمیگشتن خوشحال میشدم!!
نگاهشو به دو تا شاپرک که توی آسمون آبی میچرخیدن گره زد، به گمونم گیج شده بود که عشق کدومه و دوست داشتن کدوم؟
خب هنوز خیلی بچه بود..
،،عشق میداند آیین بزرگ کردنت را....!!!☘️

❤️پ.ن: آهنگش قشنگه با کلیپ میکس کردم...نمیدونم چی میگه ولی قشنگه...مغز درگیرم بنویس ❤️

📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#نوشته
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

☘️بین خونه ی ما و خونه ی همسایه بود؛درخت توت رو میگم!!اواسط ...

☘️در دروازه رو میشه بست،در دهن خلق رو نمیشه بست؛از اون ضرب ا...

☘️دیروز روز مو فرفریا بود؛یه تئوری هست که میگه:,,مو فرفریا و...

☘️_مهم نیست!!!_اصلا هم مهم نیست هر اتفاقی که قراره بیفته یا ...

فیک پری کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط