هیونلیکس
#mafia_boss_fall_in_love
part 1
فلیکس:+ هیونجین:_ مایکل:&
&برو تو فلیکس، تو تنها داریی منی پسرم، اگر سر تو قمار ببندم و از رییس مافیا ببرم عالی میشه
+نه بابا نه
(اره...این زندگیه منه، پدرم میخواد سر من قمار ببنده تا از رییس مافیا ببره، رییس مافیا، هوانگ هیونجین، ۲۵ سالشه و منم ۱۹ سالمه)
پرتم کرد تو
&اقای هوانگ میای قمار؟
_اره
+ن...نه
_خب حالا سر چی شرط میبندی؟
منو پرت کرد جلوی هیونجین
_پسرت؟
&اره
_خب پس
(یک کیف با ۱۰ تا شمش طلا گذاشت رو میز)
(قمار کردن و پدرم مثل همیشه باخت)
_خب پس این شمش ها مال من و پسرت هم مال من
&ببرش
(زیر لب پدرم به من گفت:پسر ج*نده رو میدم به این)
هیونجین دید و بعد یکم عصبی شد
منو برد تو ماشین
+عای
_چته
+ها...هیچی
(دستم را از روی، شکمم برداشتم تا تابلو نشه، دیشب بابام با کمربند ۳۰ بار زد تو شکمم)
_دلت درد میکنه؟
+نه
(لباسم رو داد بالا)
+هی، بس ک-
_کی اینکارو باهات کرده؟؟ ( داد)
+ب...بابام
_گور خودشو کنده پس
part 1
فلیکس:+ هیونجین:_ مایکل:&
&برو تو فلیکس، تو تنها داریی منی پسرم، اگر سر تو قمار ببندم و از رییس مافیا ببرم عالی میشه
+نه بابا نه
(اره...این زندگیه منه، پدرم میخواد سر من قمار ببنده تا از رییس مافیا ببره، رییس مافیا، هوانگ هیونجین، ۲۵ سالشه و منم ۱۹ سالمه)
پرتم کرد تو
&اقای هوانگ میای قمار؟
_اره
+ن...نه
_خب حالا سر چی شرط میبندی؟
منو پرت کرد جلوی هیونجین
_پسرت؟
&اره
_خب پس
(یک کیف با ۱۰ تا شمش طلا گذاشت رو میز)
(قمار کردن و پدرم مثل همیشه باخت)
_خب پس این شمش ها مال من و پسرت هم مال من
&ببرش
(زیر لب پدرم به من گفت:پسر ج*نده رو میدم به این)
هیونجین دید و بعد یکم عصبی شد
منو برد تو ماشین
+عای
_چته
+ها...هیچی
(دستم را از روی، شکمم برداشتم تا تابلو نشه، دیشب بابام با کمربند ۳۰ بار زد تو شکمم)
_دلت درد میکنه؟
+نه
(لباسم رو داد بالا)
+هی، بس ک-
_کی اینکارو باهات کرده؟؟ ( داد)
+ب...بابام
_گور خودشو کنده پس
- ۱۱۰
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط