روز ام

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌🎞ـروزِ 𝟼𝟹𝟽 اُم‌
تو آمدی ز دورها و دورها
زِ سرزمین ‌‌عطـر‌ها و نـور‌ها
نشانده‌ای مرا ، کنون‌ به زورقی
ز عاج‌ها‌ ، ز ابرها‌ و ز بلورها‌
مرا ببر امیـدِ دلنوازِ من
ببر به شهر شـعر‌ها و شـورها
به راه‌ پر ستاره‌ می‌کشاني‌‌ام‌
فراتر از ستاره می‌نشاني‌‌ام‌
نگاه‌ کن ، من از ستاره‌ سوخته‌ام‌
لبالب‌ از ستارگان‌ تب شده‌ام‌
ستاره‌چینِ برکه‌های شب شده‌ام
چه دور بود پیش از این زمینِ‌ ما
به این کبود غرفه‌های آسمان
کنون به گوشِ من
می‌رسد دوباره صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن‌ که من به کجا رسیده ام
به کهکشان ، به بیکران ، به جاودان .
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط