⁨ ⁨ قرعه کشی بود. وسط میدان انقلاب، وسط اون همه جمعیت. اس

⁨ ⁨ قرعه کشی بود. وسط میدان انقلاب، وسط اون همه جمعیت. اسمش را که خواندیم،. بعد بغضش ترکید، اما تو اون بغض، فریاد زد: «جانم یا حسین...»
انگار نه از روی قرعه، انگار از روی اجابت بود. انگار آقا خودش توی اون شلوغی صداش زده بود و جوابش همین بود: نه با خنده، نه با ذوق زدگی، با بغض و یه «جانم یا حسین» شکسته.
بعضی رفتنها این شکلیه . نه با سروصدا، با اشک. نه با بلیط، با احضار.
خوشا به حالش... کاش ما هم یک‌روز توی میدان انقلاب ، همینطور، صدایمان بزنند.

#قرار_بی_قرار #اولین_سفر⁩⁩
دیدگاه ها (۲۴)

ای رهبر شهیدم راهت ادامه دارد...

یه غصه تو دلم...

وقتی واقعیت با روایت نمی‌خونه،داستان عوض میشه!یه اتفاق ساده ...

⁨#ايران_امام_رضابه مناسبت ولادت امام رضا(ع)و بيعت با رهبرمعظ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 190♡⁠。⁠)⁩فقط هم...

ترکم نکن

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط