⌝به خودم گفتم: راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت

⌝به خودم گفتم: راحت باش، یک دلِ سیر گریه کن، بعد اشک هایت را خشک کن، دستمالت را کنار بگذار،
به هیکل بزرگ ماتم زده ات تکانی بده و صفحه جدیدی

را باز کن، به چیز دیگری فکر کن، راه بیفت و همه چیز را از نو شروع کن... ⌞

-آنا گاوالدا
💚🌿
از سمت من، تمام پنجره های زندگی رو به امید باز است. ^^

-#خداوندا_سپاسگزارم
دیدگاه ها (۵)

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 30تهیونگ هنوز به اسم روی صفحه خیر...

☀️🌸 هر صبح، طلوع دوباره‌ی خوشبختی و امید دیگری‌ست... 🌱✨💛 دلت...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

چندپارتی تهیونگ

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_16توی سایت انواع مدل هارو با...

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط