یه همکار داشتم سر ماه که حقوق میگرفت

یه همکار داشتم سر ماه که حقوق می‌گرفت
تا ۱۵ روز ماه بهترین غذای رستوران رو می‌خورد
اما نیمی از ماه رو غذای ساده از خونه
می آورد.
موقعی که از اونجا منتقل شدم،
کنارش نشستم و گفتم تا کی به این وضع ادامه میدی؟
باتعجب گفت: کدوم وضع؟
گفتم زندگی نیمی اشرافی و نیمی گدایی
به چشمام خیره شد و گفت:
تا حالا تاکسی دربست رفتی؟ گفتم نه!
گفت: تا حالا به یک کنسرت عالی رفته‌ای؟
گفتم نه!
گفت: تاحالا غذای فرانسوی خورده ای؟
گفتم نه!
گفت: تاحالا تمام پولتو برای کسی که دوستش داری هدیه خریدی تاخوشحالش کنی؟
گفتم نه!
گفت: اصلا عاشق بوده‌ای؟
گفتم نه!
گفت: تاحالا یک هفته از شهر بیرون رفته‌ای؟
گفتم نه!
گفت اصلا زندگی کرده‌ای؟
با درماندگی گفتم اره...نه...نمی دونم...!
موقع خداحافظی جمله ای بهم گفت که مسیر زندگیم را عوض کرد، او پرسید: میدونی تا کی زنده ای؟ گفتم نه!
گفت: پس سعی کن دست کم نیمی از ماه را زندگی کنی...

👤چارلز لمبرت

#Good_Morning
#Winter
دیدگاه ها (۱)

اگر هزار بار هم این متن رو از رابرت آدامز بخونی کمه! "هرچقدر...

اگه بقیه دستِتو بگیرن، بکشنت بالا و برسی به ۱۰،ممکنه یه روز ...

امروز می‌تونه همون روزی باشهکه پنج، ده یا بیست سال بعد یادش ...

زِ همه دست کشیدم که تو باشی همه‌ام با تو بودن زِ همه دست کشی...

اسم: نفرت اشتباهاشخاص: تهیونگ، نامجون، جین، جونگ کوک، جیهوپ،...

خون آشام عزیز (90)

پارت 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط