خلاصه

خلاصه:
در قرن ۱۶ در مجارستان زنی زیبا به نام الیزابت
که در یکی از ثروتمند ترین خانواده ها زندگی می‌کرده یکی از خدمتکار هاش به صورت اتفاقی موهاشو میکشه الیزابت اونو میزنه و بعدش خون خدمتکار روش میپاشه بعدش همون لحضه باور میکنه که خون پوستش جوان تر میکنه خلاصه شده
دیدگاه ها (۰)

ازینا اتاقا میخوام

من نمیخوام ماگل باشم 😭😭

دلم میخواند جهانگرد بشم

میتسورا

شیطان کش/ اوسی / مارین یاماچیاین ارتمو دوست دارم ولی مرگ مار...

خلاصه داستان این بود که ...چند روز بعد از اتفاق انفجار توی ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط