نمیدانم چرا

نمیدانم چرا .......
ولی افق برایم به رنگ چشمانت درآمد
و
هیچ کجا آرامش را مانند آغوش تو ندیدم .......
دیدگاه ها (۰)

بیرون کشیدن مروارید از قلب صدف 😶

چقدر ترسیدن🤣

بعد از تو قاصدک ها ❄در سکوت 🌫 پر پر شدندستاره ها ⭐خاموش شدند...

کدام لب ها توان وصف تو را دارند 🌤

نمیدانم چگونه عاشقت شدم از دلم برآمدی و نگارت روی دیوار اتاق...

اگر قلبی در سینه دارم از آنِ توست اگر عشقی در وجود دارم متعل...

برایم مهم نیست چقدر بگذرد چشمانم جز او کسی را نمی‌بیند هرجا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط