🍁چشمان شعبده باز🍁

بر لوح ضمیرم رخ تو مسئله ساز است
هر لحظه مرا با رخ تو راز و نیاز است

کمتر گله از شوق من مست کن ای یار
در راه تو قلبم پره از سوز و گداز است

باید امشب به غزل های نگاهت برسم
چشمان تو شعر است و ز شاعر بی نیاز است

دندان طمع برکش و راضی به کم‌ ام باش
بی تاج تو سر بین دو شانه چه نیاز است

تنها چراغ روشن شب های تاریکم تویی
درهای آسمان من تنها به روی تو باز است

موهای تو با باد بهار زمزمه ساز است
حرف های تو دلچسب و همه غیر مجاز است

ای چشم تو سرچشمه جاری به غزل ها
چشمان تو در شعر و غزل شعبده باز است
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۲)

چشمان تو در شعر و غزل واژه ی ناز است آرام نگاهت بخدا محرم را...

بزن که سوز دل من به ساز میگوئیز ساز دل چه شنیدی که باز میگوئ...

بزن که سوز دل من به ساز میگوئیز ساز دل چه شنیدی که باز میگوئ...

‌باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ...

تقصیر تو شد شعرم اگر مسأله ­ساز استزیبایـی  تو  بیش­تر از حد...

تقصیر تو شد شعرم اگر مسأله ساز استزیبایـی تـو بیشتر از حدّ م...

حضرت حافظ

المنة لله که در میکده باز استزان رو که مرا بر در او روی نیاز...

عشق یعنی دو کبوتر پروازعشق یعنی دو قناری آوازعشق یعنی من و ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط