صحبت های پایانی جین
صحبت های پایانی جین:
🐹: سلام به همه، کسی هست که نتونه فردا بیاید؟
🐹: خب، حالا که اینجا هستید، بد نیست کمی استرس رو قبل از رفتن کم کنیم. تونستید کمی آرامش پیدا کنید؟
🐹: اوه، یک لحظه — اول یه چیزی!*بوسه هوایی میفرسته*
🐹: مدتی بود این کار رو نکرده بودم! خیلی دلم میخواست این کار رو بکنم. مدتها بود که میخواستم.
🐻: هیونگ، در واقع قضیه اینه که این باید از پایین شروع بشه، نه؟
🐹: ولی من نشستم...
🐻: آها، فهمیدم
🐹: یه بار دیگه؟
🐰: آروم. اصلش رو نشونمون بده، آروم.
🐹: کمی نگران بودم وقتی نشسته بودم.
🐰: دوربین رو روی جین هیونگ زوم کنین لطفا
🐻 : تا حد امکان نزدیک کن... فقط صورت، نزدیکتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر.
🐹: اوه، این دوربین...
🐻: بیشتر، بیشتر، بیشتر!
*جین بوسه هوایی میفرسته*
🐱: این نگاه عمیق...واوو!
🐨: وای، این واقعیه، درسته؟
🐹: بیایین برای آخرین بار همدیگر رو با صدای بلند تشویق کنیم و زیبا تمومش کنیم.
از همتون ممنونم. امیدوارم به سلامت به خونه هاتون برگردین دوستتون دارم
💜لايک و بازنشر و کامنت یادت نره💜
🐹: سلام به همه، کسی هست که نتونه فردا بیاید؟
🐹: خب، حالا که اینجا هستید، بد نیست کمی استرس رو قبل از رفتن کم کنیم. تونستید کمی آرامش پیدا کنید؟
🐹: اوه، یک لحظه — اول یه چیزی!*بوسه هوایی میفرسته*
🐹: مدتی بود این کار رو نکرده بودم! خیلی دلم میخواست این کار رو بکنم. مدتها بود که میخواستم.
🐻: هیونگ، در واقع قضیه اینه که این باید از پایین شروع بشه، نه؟
🐹: ولی من نشستم...
🐻: آها، فهمیدم
🐹: یه بار دیگه؟
🐰: آروم. اصلش رو نشونمون بده، آروم.
🐹: کمی نگران بودم وقتی نشسته بودم.
🐰: دوربین رو روی جین هیونگ زوم کنین لطفا
🐻 : تا حد امکان نزدیک کن... فقط صورت، نزدیکتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر.
🐹: اوه، این دوربین...
🐻: بیشتر، بیشتر، بیشتر!
*جین بوسه هوایی میفرسته*
🐱: این نگاه عمیق...واوو!
🐨: وای، این واقعیه، درسته؟
🐹: بیایین برای آخرین بار همدیگر رو با صدای بلند تشویق کنیم و زیبا تمومش کنیم.
از همتون ممنونم. امیدوارم به سلامت به خونه هاتون برگردین دوستتون دارم
💜لايک و بازنشر و کامنت یادت نره💜
- ۹۱۶
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط