و گاٰهی سنگینیِ نامعلومی

و گاٰهی سنگینیِ نامعلومی
بر شانه‌های صبر ِآدمیزاد می‌نشیند.
دیدگاه ها (۰)

وگاهی آن‌چنان در پی ِروزنه‌ای از امید‌ می‌دویم، که گویی خودش...

ابدی در کار نیست؛ هر آنچه هست،دیر یا زود در آغوش ِزمان محو خ...

حق.

فقط‌کسایی‌که‌خواهریابرادردارن‌درک‌میکنن:)

صدای او، نجوایِ مِهر و مِحنت است؛ کلامی که با لطافتِ گل، اما...

من عاشق چیزهای کوچک #جهانمظرف‌های #سفالینانِ گرم#آفتابی که ب...

هیچ کس هرگز ندیده از تو کشور‌دوست‌تردر فراق تو شده چشمان "کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط