"تنش در اسارت بود،

"تنش در اسارت بود،
راهش بسته بود،
اما سرش هنوز رو به جاده بود؛
انگار باور داشت که دارد میدود،
حتی اگر واقعیت چیز دیگری بود..."
دیدگاه ها (۱۶)

وقتی میای، صدای پاتاز همه‌ی جاده‌ها میاد…انگار دلتنگی، راه ر...

Lost code (part1)درست یک ربع بعد از حرکت لونا توی اون جاده خ...

روایتِ شکستِ یک توهمسال‌ها از زندگی ایده‌آل و آینده رؤیایی گ...

سلامم بریم برای پارت پنجمم حمایت شم بانو/جناب

ولی آقا از چند ماه جلوتر داشت مارو برای واقعیت آماده میکرد ....

بعضی آدم‌ها یه جوری وارد زندگیت می‌شن که انگار دلت می‌خواد ب...

### 🌑 پارت دوم: معامله‌ای در سکوتهنوز به خودم نیومده بودم که...

میگم نکنه یه وقت پزشکیان با ترامپ دست بده نکنه بعدش سرش رو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط