"تنش در اسارت بود،
"تنش در اسارت بود،
راهش بسته بود،
اما سرش هنوز رو به جاده بود؛
انگار باور داشت که دارد میدود،
حتی اگر واقعیت چیز دیگری بود..."
راهش بسته بود،
اما سرش هنوز رو به جاده بود؛
انگار باور داشت که دارد میدود،
حتی اگر واقعیت چیز دیگری بود..."
- ۷۶۰
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط