متنفرم از این دنیای نامرد ادماش

متنفرم از این دنیای نامرد ادماش
دنیای که هیچ رحمی بهم نکرد دنیای که خوشیمو ازم رفت تو اوج بچگی نیاز نابودم کرد
دختری که صدای خندهاش کل اون منطقه رو برداشته بود از خنده های اون دختر همه خندشون میگرفت
صدای گریه هاش صدای جیغ کشیدناش همه جارو برداشته بود گریه های که دل سنگو اب میکرد
دختری که به خدا التماس میکرد به اماماش قسم میداد تمومش کنه بگه یه خواب ولی نبود
ادمای که باید بمیری باید یه بلا سرت بیاد تا دوست داشته باشن که عزیز بشی به چشم بیای
ادمای که هر کدوم یه زخمی بهت زد که همیشه جاش میمونه
دردای که این دختر کشیده سنگ صبور می خواد
سنگ صبورم کم میاره میترکه از این همه درد هیچ کسی نیست درک کنه میگن درکت میکنیم ولی فقط برای اینه ارومت کنن دلداری بدنت
این دنیا هیچ رحمی بهم نکرد هیچ رحمی 🖤😔

کسی نیست مرا درک کند
کاش شبی این روح جسم مرا ترک کند 💔😞
دیدگاه ها (۱۰)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

#Thelast_Four#Hyunlixxبعد از تو یه کشو یه باند تمیز پیدا کرد...

برده عمارت جئون

پارت ۵

شاهکاری به نام دروغ

نام رمان : مرا به رنگ آبی دربیاور ژانر : عاشقانه تعداد پارت ...

وقتی زن کوکی و کوک داره باهات سرد میشه و به بهونه ی کار میره...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟏یه مرد..یه شنل مشکی پو...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط