من فقط آمده بودم،

من فقط آمده بودم،
چند خطی از شعرهایت را
بخوانم و بروم......
نمیدانستم جا میگذارم خودم را
میانِ ڪوچه پس ڪوچه‌های
تنهایی‌ شعرهایت.....
میان بُغض‌ها و دلتنگی‌هایت.....
نمیدانستم جا می‌گذارم؛
چشم‌هایم را
در زیرِ بارانِ نگاهت؛
قلبم را
در آغوشِ تپش‌های شاعرانه‌ات؛
دستهایم را
لابه‌لای موجِ آتشینِ موهایت؛
.....و
تمامِ احساسم را
میانِ دوستت‌دارم‌هایت.....
نمیدانستم، گاهی آدمها
تیڪه‌های تن و روح‌شان را
جا میگذارند...
من جا گذاشتم خودم را
در 《تویی》 ڪه
قشنگ‌ترین دلیل
برای دوست‌داشتنی...
جانِ جانانم...!
شعر بهانه است تا #تو را
بی دلیل
میانِ واژه‌ها
در آغوش بگیرم
#تو باشی، یا نباشی؛
همچنان دوستت دارم...

#مخاطب_قلبم🩵
دیدگاه ها (۰)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

دلم که می‌گیرد نه سراغ عکس‌هایت می‌رومنـه دل خوش می‌کنمبه دو...

دلم که می‌گیرد نه سراغ عکس‌هایت می‌رومنـه دل خوش می‌کنمبه دو...

💝💝 دلم که می‌گیرد نه سراغ عکس‌هایت می‌رومنـه دل خوش می‌کنمبه...

سلام...•••خــداوندا•••ارامــشم را میـان پـیـــچ و ، خـم ، زن...

#دلتنگت که میشوم ..تو را در شعرم‌‌ می آورمو کسی نمیداند منظو...

❤💜حالا که میمِ مالکیت را چسبانده ام ته اسمت؛سند خنده هایت،جا...

حالا که میم ِ مالکیت را چسبانده امته اسمتسند خنده هایتجانم ...

حالا که میم ِ مالکیت را چسبانده امته اسمتسند خنده هایتجانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط