Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part:8
کوک:"گارسون"
گارسون:"بله"
کوک:"برامون دوتا ...... بیار"
گارسون:"چشم"
کوک:"خب پسر دو دقیقه اروم بگیر میگی کاری نکردی خب اگه بی گناه باشی آخر همه میفهمن دیگه پس چرا جوش میزنی"
تهیونگ:"من جوش نمیزنم فقط رو مخمه"
ا.ت:"شاید چون واقعا قاتلی اینهمه میترسی"
تهیونگ:"یاا من نمی‌ترسم فقط رو مخمه هرکی الکی الکی متهم به قتل بشه اینطوری میشه فقط من نیستم"
سنا:"ا.ت لطفا بسه"
ا.ت:"هوفف باشه"
تهیونگ:"خب اقای جئون چرا الان ما اومدیم اینجا نشستیم اینهمه جا نکنه میخوای حرص منو دراری"
کوک:"یا رستوران خودمه هرجا بخوام میشینم"
تهیونگ:"میدونم رستوران خودته ولی چرا اینجا"
کوک:"حالا ولش کن قراره غذاتو بخوری بری دیگه فقط بشین و بخور"
تهیونگ:"ای خداا میفهمی دارم چی میگم؟"
کوک:"اره میفهمم لازم نیست تکرار کنی بیا غذاتم اومد خب ساکت شو بخور"
تهیونگ:"نمیدونم چرا باید به حرف یه بچه گوش کنم"
کوک:"من بچه نیستم فقط دو سال ازت کوچیک ترم"
تهیونگ:"هرچی بازم بچه ای "
کوک:"هیونگگگ"
تهیونگ:"درد "
کوک:"ای خدا تو از منم بی عصاب تری "
تهیونگ:"هومم پس اگه بی عصابم اینهمه منو عصبی نکن"
کوک:"باشه بابا باشه با توام نمیشه حرف زد"
تهیونگ:"میزنم دهنتا"
کوک:"خب بزن اولین باره که نیست "
تهیونگ:"اولین بارم نیست پس عصبیم نکن که کتکم نخوری"
ا.ت:"یاا مگه بچه ۲.۳ سالست اینطوری تحدیدش میکنی"
تهیونگ:"اصلا به تو چه تو خر کی خودتو میندازی وسط"
ا.ت:"چی الان چی گفتی به من گفتی خر؟"
تهیونگ:"اره که چی "
ا.ت:"یاا "*خنده عصبی
ا.ت:"میفهمی داری چی میگی"
تهیونگ:"اره خوبم میفهمم"
ا.ت:"ننه بابات بهت یاد ندادن چطور با یه خانم محترم برخورد کنی "
تهیونگ:" نه ندادن "
ا.ت:"پس بهشون بگو یاد بدن"
تهیونگ:"من خانواده ای ندارم"
با این حرفش ساکت شدم اما بعدش
ا.ت:"ب ببخشید نمیدونستم "
تهیونگ:"خب حالا"
ا.ت:"خانوادت چی شدن"
تهیونگ :"اونا هیچ وقت منو دوست نداشتن و همه توجهشون برای برادرم بود همیشه بخاطر اشتباهات اون من کتک میخوردم آخرم دووم نیاوردم و فرار کردم الان فهمیدی؟پس خفه شو"
اون عصبی و سرده ولی بازم بهش نمیخوره قاتل باشه چطوری پاش به این قضیه باز شده شروع کردم به خوردن غذام و بعد تموم شدنش
ا.ت"سنا دیگه باید بریم"
سنا:"اوکی"
کوک:"ام خب سنا خانم میشه شمارتونو داشته باشم "
سنا:"حتما"*ذوق
شماره همدیگرو گرفتن و رفتیم خونه
ا.ت:"سنا"
سنا:"بله"
ا.ت:"میدونی چیه من قبل از این خیلی به کیم مشکوک بودم ولی الان که فکر میکنم اون نمیتونه قاتل باشه"
سنا:"اره بهش نمیخوره"
ا.ت:"ولی امکانش هست باشه اه نمیدونم"
دستامو بردم توماهمو بهمش زدم و خودمو پرت کردم رو کاناپه
سنا؛"آا گوشیم زنگ میخوره الان میام"
ا.ت:"اوکی"
یکم بعد
سنا:"ا.ت یه گذارشداریم باید با کیم مین سوک مصاحبه کنیم"
ا.ت:"باشه بریم"
راه افتادیم سمت ایستگاه خبرگذاری وسایلمون برداشتیم و رفتیم سمت آدرس بعد چند مین رسیدیم و رفتیم داخل
ا.ت:"سلام هوانگ ا.ت هستم خبر نگار ...."
مین سوک:"اها بفرمایید"
دوربینو روشن کردیم و نشستیم
ا.ت:"خب نظر شما درباره این قتل و اینکه متهمین چیه؟"
مین سوک:"خب این قتل خشنی بوده اما من دلم نمیسوزه زندگیه بگیه به من چه اما انتظار نداشتم داداش کوچولومم متهم باشه
امید وارم کار اون نباشه یا نه مامان بابامونو بیشتر نا امید میکنه اول با فرارش الانم اینطوری ای خدا"

<<هر رنگ،رازی را پنهان می‌کند؛هر سایه،حقیقتی را فریاد می‌زند >>
ادامه دارد......
دیدگاه ها (۴)

به درخواست یکی از خوشملام پست شد💜💫

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:9ا.ت:"ببخشید منظ...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:7کیم اومد داخل ا...

Art under the shadow of =زیر سایه ی هنرPart:6ا.ت:"لعنتی خیلی...

love in the dark⑥⑦فردا(شب)کوک: سلام ا/ت: یومی کجاست؟ کوک: سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط