با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
دیدگاه ها (۲)

﷽#مولای‌من🥀با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب...

ای موی پریشان تو دریای خروشانبا من که به چشم تو گرفتارم و م...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط