چشمهایم نه کهکشان بود نه رنگشان را داشت

چشمهایم نه کهکشان بود، نه رنگشان را داشت.
سیاهِ سیاه بود تا وقتی تورا می‌دید انگار که گلی رنگ خورشید را دیده باشد، انگار کودکی بعد سالها مادرش را دیده باشد، انگار..
تمام انگار هایِ شیرین جهان.
تو بدون هیچ تلاشی این بلارا نه فقط سر چشمانم، سر روح و روانم میاوری
دیدگاه ها (۰)

کیا اینجورین؟

𝓦𝓲𝓵𝓵 𝔂𝓸𝓾 𝓭𝓲𝓮 𝓯𝓸𝓻𝓮 𝓶𝓮 {تک پارتی}

عشق پر مشغله : پارت هفدهم

Falling angel

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط