از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم

وسط شهر دو می خانه بنا خواهم کرد

جان صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد

تا نگویند مستان ز خدا بی خبرند🖤😔
دیدگاه ها (۰)

تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانتمرا یک جان و می‌خواه...

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

جلوی حاج شیخ را گرفت.حاج شیخ جعفر شوشتری رحمت الله، حدودا صد...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

مرغ ملانصرالدین فقط یک پا داشتچرا می‌گوییم «مرغش یک پا دارد»...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

#حکایت_قدیمی باغبانی که نمی‌توانست دزدان را بگیردچنین حکایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط