هنگامی که روز جنگ خیبر فرا رسید مردی از میان یهودیان خارج

هنگامی که روز جنگ خیبر فرا رسید مردی از میان یهودیان خارج گشت که به او مَرحَب گفته می‌شد. او مردی بلندقامت و درشت‌جثّه بود و یهودیان او را به خاطر دلاوری و توانگری‌اش بر خود مقدّم می‌داشتند.

راوی می‌گوید: در آن روز مَرحَب به سوی یاران پیامبر رفت و هیچ‌کس با او هماورد نشد مگر آنکه می‌گفت: «من مرحب هستم» آنگاه بر او حمله‌ور می‌شد و هیچ‌یک تاب مقاومت در برابر او را نداشتند.

راوی گوید: مَرحَب دایه‌ای منجّم [و پیشگوی] داشت که از جوانی و درشت‌هیکلی مرحب خوشش می‌آمد و به او می‌گفت: با هر هماوردی بجنگ و با هر کس که با تو ستیزه کرد بستیز، جز کسی که نامش حیدر است؛ که اگر در مقابلش بایستی کشته خواهی شد.

راوی گوید: هنگامی که جنگ‌آوری مرحب فزونی یافت، مردم از جایگاه او [و توانایی او در جنگ] متحیّر گشتند و نزد پیامبر شکایت کردند و از ایشان خواستند که علی(علیه‌السلام) را به سوی مرحب بفرستد. پیامبر علی(علیه‌السلام) را نزد خود خواند و به او فرمود: ای علی، مرحب را کفایت کن [و او را به تنهایی از بین ببر].


امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به سوی مرحب رفت. هنگامی که مرحب امام را دید به سویش شتافت و زمانی که مشاهده کرد حضرت او را بزرگ و با اهمیت برنمی‌شمرد ناراحت شد و بر او بسیار سنگین آمد. سپس جلو آمد در حالی که می‌گفت: من کسی هستم که مادرم مرا مرحب نام نهاد. علی(علیه‌السلام) قدم پیش نهاد و فرمود: من کسی هستم که مادرم مرا حیدر نامید.

هنگامی که مرحب این سخن را شنید، گریخت و از بیم آنچه دایه‌اش او را از آن برحذر داشته بود توقّف نکرد. پس ابلیس در چهرۀ دانشمندی از دانشمندان یهود بر او مجسّم شد و گفت: مرحب کجا می‌روی؟

مرحب گفت: این هماورده خود را حیدر می‌خواند!

ابلیس پرسید: مگر حیدر کیست؟

مرحب گفت: دایه‌ام مرا از رزم با مردی به نام حیدر بیم می‌داد و می‌گفت: او تو را خواهد کشت.

ابلیس به او گفت: ننگ بر تو. اگر حیدر جز این یک نفر نبود هرگز مانند تویی از نزد چون اویی بازنمی‌گشت [و فرار نمی‌کرد]. تو سخن زنان را می‌پذیری در حالی که آنان بیش از آنچه درست بگویند به خطا می‌روند. حیدر در جهان فراوان است. اینک بازگرد شاید تو او را از بین ببری. پس اگر او را کُشتی بر قومت سَروَری و آقایی می‌یابی و من پشتیبان تو می‌باشم. [بازگرد که] یهودیان به تو پناه می‌جویند.

پس ابلیس او را بازگرداند و به خدا قسم اندکی نگذشت [به مقدار زمان میان دوشیدن شیر از شتر] که علی(علیه‌السلام) ضربتی به او زد و او با صورت به زمین افتاد و یهودیان در حالی که می‌گفتند ، مرحب کشته شد، شکست خوردند…
دیدگاه ها (۰)

ایات الله

با هوش‌مصنوعی چند جفت حیوون رو با هم ترکیب کردن و نتیجه‌شون ...

🌷یاعلیُّ ياعلىُّ ياعلىُّ 🌷💫 عكرمه گوید : ابن عباس گفت :رسول...

سلمان گفت: من به نزد امیرالمؤمنین علیه‌السلام که مشغول غسل د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط