💜💜

💜💜
جاده عشق
چه می شد جاده عشق هموار بود؟
چه می شد مقصدمان، پشت پرچین های همسایه
با چشمان باز می نگریست ما را
چه می شد کنار جاده عشق
دشت بود
دریا بود
رود بود.
من نمی گویم کویر کنار جاده ام زیبا نیست!
اما چرا فقط کویر، شن، ماسه؟
می روم با تنها همراهم ، "سایه ام"
می نگرم به کویر بی انتهای عشق
من در جاده ام!!
بی آنکه خود بخواهم!
تا دل کویر می نگرم
نه...
گاه باید دور زد
آری...
گاه دور باید زد!!
تا احساسات مقتول حماقت نگردد.
زیرا که " من مرد این راه نیستم ...


#تنهایی
دیدگاه ها (۱۴)

همسایه طبقه بالاپارت ۳ یک هفته از اسباب‌کشی‌ام گذشته بود و ر...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁹صبحِ روز بعد، آفتاب حضورش رو با ل...

پارت ۴۸ — دیرتر از همیشهیونگی آن شب تقریباً هیچ نخوابید.فرما...

پارت ۷۴

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت چهارم: سایه‌های سیاه و سوءتفاهمِ مرگ...

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط